تبليغاتX
کاغذ بریده ها

کاغذ بریده ها

افكار ، اشعار و نوشته هاي گاه وبي گاه من

نگاهم را در پنجره ی پاییز کاشته ام تا بهار در مقابل دیدگانم ظاهر شود...... آفتاب کژ تاب زمستان نیز استوار ایستاده و زمین در انتظاری سبزآغوش گشوده........ خاک به تمنای باران نشسته و بادبوی بابونه ها را در بستر باغ پیچانیده است و تا بهار  تنها به اندازه یک لبخند  فاصله باقی مانده...

 و بهار می آید

با همه زیبائیها و طراوتش

بهار می آید

تا به خورشید بیاموزد هنر تابیدن را

می آید

تا ما از از آخرین فرصت بی برگی درختان عبور کنیم

ومن به خود می گویم

بهار نزدیک است

 همین جاست

 همین دور و بر

 فقط کافی است

 کمی لبخند بزنیم

آن وقت بهار

این سبز ماندگاراز فراز فاصله ها به سویمان سرازیر می شود

بهارتان مبارک

پ.ن

-خوشقدم باشی ای بهار شورانگیز

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت18:11توسط معصومه خانی | |