تبليغاتX
کاغذ بریده ها

کاغذ بریده ها

افكار ، اشعار و نوشته هاي گاه وبي گاه من

 

 باور کردم حضورت را ده سال پیش وقتی در وجودم ریشه دواندی .

و امروز ده سال است که آرزوهایم را در هزاره ی چشمانت می یابم .

می بینی؟

می بینی که چگونه اشتیاق چشمانت اضطراب دلم را چه کودکانه می خواباند ؟

می دانم ...

میدانم که خورشید در چشمانت خانه دارد

و لبخندت شوقی است مرا برای سرودن شعری تازه

از جنس تو ...

از جنس نور  

 

 آفتاب مهربانی !   دهمین طلوعت مبارک .

 تمامی دلمان تقدیم دست های مهربانت .

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت8:6توسط معصومه خانی | |