سرودن ، فعلی است که بزرگترین شاعران هم نمی توانند با قطعیت آن را در صیغه ی مستقبل صرف کند و بگوید: من فردا یا پس فردا شعری خواهم سرود و شاعرهرچه تواناتر باشد در گفتن چنین جمله ای ناتوانتر است. سرودن یک فعل مجهول است. نه از آن روی که فاعل آن معلوم نیست بلکه از آن روی که فاعل حقیقی آن معلوم نیست . شاید به همین دلیل قدما آن را به سحر و جادو مانند کرده اند. معلولی است که علت آن معلوم نیست. اگر چه سرودن خودش علت است. علت هم همان درد است و درد است و درد.........
برای تولد پاییزی یک دوست!
فردا که به دنیا بیایی ،ماه کامل است و لبخندش همیشه برای توست، می شود زیر نورش راه رفت یک آواز خواند ،زیباترین آوازرا برای کسی که گاهی وقتها یک دفعه متولد می شود.......
+نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت9:15توسط معصومه خانی |
|