تبليغاتX
کاغذ بریده ها

کاغذ بریده ها

افكار ، اشعار و نوشته هاي گاه وبي گاه من

وقتی من

در آخرین تپش های شب

در غربتی ازخاطرات خاکستری

چون زنجره ای  در خلوت ناشناس  خود،

گم شدم

خورشید،

پاورچین پاورچین

از آن سوی جاده های بی انتها، سرک می کشید

در دورترین نقطه خوشبختی!!!

.............................................

راستی

آن زمان که قاصدکها نیز سکوت کرده بودند

تو کجا بودی!!!؟

 

 

معصومه خانی/ شهریور ۸۶

 

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت11:9توسط معصومه خانی | |