تبليغاتX
کاغذ بریده ها

کاغذ بریده ها

افكار ، اشعار و نوشته هاي گاه وبي گاه من


من کوچ هیچ چلچله ای را باور ندارم

به من نگویید پرنده رفتنی است

و قفس

بهانه ای ست برای نپریدن

او بالی می خواهد برای پرواز

تا بگذرد ازحصار درد

وعبور کند از میان دستان مهربان آسمان

 ودانه دهد مرغکان خسته ی خیال را

               *     *      *       *

این پرهای تاول زده

 هنوز

 اسارت را فریاد می زنند

من کوچ هیچ چلچله ای را باور ندارم

 

معصومه خانی/ تابستان ۸۶

 

+نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت21:13توسط معصومه خانی | |