|
بهار می آید.....
آشنا، ساده، صمیمی و بخشنده بهار آشناست، با هرچه از زمین می روید و رو به آسمان بالا می رود. بهار ساده است، مثل برگهای بید و بابونه بهار صمیمی است، مثل چشمه و خورشید بهار بخشنده و ستایشگر است، مثل خدای بهار بهار که می آید،دلم می خواهد هر روز بنویسم از بهار، از سرسبزی، از طراوت و شور و نشاط و زندگی....... سلام ای بهار عزیز! خوش آمدی........ صدای پایت را شنیدم.... پنجره را باز کردم و دیدم زیر پوست نازک درختان، تقلای جوانه های تازه را برای شکفتن. بهار جان! تنها چند روزی مانده تا سفره هفت سین را باز کنیم . .......تا دوباره از ته دل و از شور و شوق " حول حالنا" بخوانیم. .............تا برای چندین بار چشم بدو زیم به ماهی پولک طلا و منتظر باشیم تا سالمان تحویل شود........ بعد دست لای قران ببریم و قبل ازباز کردن آن از خدا بخواهیم رنگین ترین روزهای حیات را ارزانی مان کند...... بهار جان! بیا و مثل همیشه برای هر دلی تکه ای از مهربانیت را که عطراگین از شکوفه های بهار نارنج است هدیه بده.... بیاو روح های یخ زده مان را با آفتاب شادیهای جاودانه ات ذوب کن و از درونمان چشمه ای بجوشان که مهربانی را فریاد کند.... بیا و آرزوهایمان را در لحظه تحویل سال تا عرش الهی همراهی کن... آنجا فرشتگان منتظرند تا زمزمه " یا مقلب القلوب و البصار " را در میان آرزو هایمان بشنوند....... و تو ای خدای بهار! مگر درختان در تمام دنیا با نور تو زنده نمی شوند، مگر از مرده بودن توبه نمی کنند، تو هم به آنها کمک می کنی، نمی کنی؟!!! تو روح خشک شده آنها را آب می دهی ، سبزمی کنی، شکوفا می کنی و دنیا را به طراوت آنان با نشاط می نمایی.... آنها مرده بودند، نمرده بودند؟!! من هم مرده ام....... روحم را می گویم، قلبم را، همانی که درفصل سرمای درون و بی توجهی ها و گناههایم نمی تواندنفس بکشد..... اما امیدم به توست که دوباره مرا زنده کنی و رنگ خودت را بر دلم جاری سازی..... خدای بهار! بیا و به خاطر شکوفه ها..... بیا و به خاطر باران...بیا و به خاطر بهار..... ما را دوباره زنده کن.... نورو زتان سرشار از شادی و سرور باد
من قد کشیدم به امید رسیدن ، به پولک ستاره ای آویخته از آسمان زندگیم من هر روز قد کشیدم وستاره هر روز با لاتر رفت این روزها قدم کوتاه مانده دیریست ستاره را نمی بینم حتی رد پایش را......... زمستان ۸۵/ خانی
|
About
مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 Links
ازشیرمرغ تا جون آدمیزاد |