تبليغاتX
کاغذ بریده ها

کاغذ بریده ها

افكار ، اشعار و نوشته هاي گاه وبي گاه من

ای کاش گناهان ما هم مثل برگ درختان پاییزی، در بهار قرآن بریزد.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت10:43توسط معصومه خانی | |

 تقویم را ورق می زنم،  نوشته روز جهانی کودک،یک روز مخصوص بچه ها، گرچه این روزهم مثل بسیاری ازبزرگداشت ها فقط در حد همان تقویم  ویا چند مراسم باقی می ماند، اما توجه به بچه ها اختصاص به زمان خاصی ندارد،  خیلی از بچه ها کمتر خبر دارند که چنین روزی به نام آنها ثبت شده، اما واقعا اختصاص یه روز به نام کودک مشکلات آن دسته از بچه هایی که کودکان کار نام دارند رو حل می کند ...کودکانی که .......دستهای کوچکشان از واکس سیاه شده، کودکانی که............ کنار یک  ترازو دفتر مشق،  گاهی هم سن و سالهای خودشان  را وزن می کنند

، ....  کودکانی که  گاهی بیشتر از قد وقوارشان بار زندگی را بر روی شانه های  کوچکشان تحمل می کنن !!!!!!!!!!!!!!!

واز همه بدتر مشکلات آن دسته ازبچه هایی که با معضل کودک آزاری مواجهه هستند، متاسفانه با وجود اظلاع رسانی مداوم مطبوعات و خبر گزاریها و سعی وتلاش برای حقوق کودکان ........ هر روز شاهد کودک آزاری دیگری در سطح جامعه هستیم........ عجیب اینکه این اتفاقات و بی تفاوتی به شخصیت کودکان توسط برخی از مردمانی صورت می گیرد که خود را پیرو پیامبر گرامی اسلام می دانند که همواره به  رفتار محبت  آمیز با کودکان تاکید داشت ........و  خود را  پیرو بزرگ مردی در تاریخ  می پندارند که این روزها سوگوارش هستیم........... ..  بشرح برخورد پر محبت او با کودکان بماند................

به راستی چه کسی باید از این مو جودات کوچک ، معصوم و ضعیفی که بنا به ویژگی خلقت در مقطعی از زندگی قرار دارند که قادر به دفاع از خویش نیستند دفاع کند، تا کی باید شاهد پر پر شدن استعدادها و توانایی های کودکانی باشیم که به جای نوازش کودکانه طعم تلخ ضرب وشتم والدین را هر روز و شب احساس می کنند.

 کودکان آرزو هایشان کوچک است .... مثل خودشان، آنها توقع زیادی ندارند.............

کاش روز کودک .........روز تحقق آرزوهای همه بچه ها باشد.

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت15:39توسط معصومه خانی | |

این روزها که سال تحصیلی جدید آغازشده،  وقتی خبرهایی می شنوم  مثل:  افزایش شهریه مدارس غیر انتفاعی، دانشجو شدن بدون کنکور ،  تشکیل کلاسهای خصوصی، آموزشگاه های کنکور که مثل  قارچ در گوشه و کنار شهر ایجاد شدن با شهریه های متفاوت، قدمت بیش از چهل سال ساختمان مدارس، کلاسهایی که عشایر زیر چادر برگزار می کنن، یا اخطار به مدیران مدارس که شهریه نگیرن وپرداخت داوطلبانه شهریه توسط اولیاء از روی شکم سیری!!!!!!!!!!!!!!

 من ویاد  یکی از درس های تاریخ دوران درس ومدرسه می اندازه... یادمه یکی از درس هامون مربوط به دوران ساسانیان بود واینکه در این دوره مردم کشور به طبقات مختلف تقسیم شده بودند که هر طبقه از مزایای خاصی برخوردار یا محروم بودند و اگه  شما هم یادتون باشه یکی از این محرومیت ها، عدم امکان تحصیل  یا سواد دار شدن  طبقات ضعیف و پایین جامعه بود...

اگه دقت کنیم ، می بینیم که عینا این اتفاق  در کشور ما سالهاست که وجود داره و هر روز که می گذره بر شدت عملش افزوده می شه......

 شما فکر کنید با وجود این همه پیشرفت در زمینه آموزش ، صنعت، علم ، وسایل ارتباطی ، سطح فرهنگ عمومی و تاکید در قانون اساسی، وجود احادیث مختلف  دررابطه با تبعیض و تحصیل حالا ما نسبت به دو هزار وچند صد سال گذشته چقدر پیشرفت داشتیم؟!!!!!!!!!!!!!!!! یا چقدر ازپیشرفت عقب موندیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یا اصلا چقدرتبعیض رو از بین بردیم؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من که می گم  کتابها ودرس های تاریخ ۱۰۰۰ سال بعد برای دوران ماهم خیلی حرفها دارن بزنن.....بخصوص در باره این تقسیم طبقاتی....  !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شما این طور فکر نمی کنید؟؟

+نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت11:55توسط معصومه خانی | |

می خواهم پرواز کنم

تا بی نهایت سپیده

آنجا که شاید

آفتاب عشق ،با من باشد

و در فراسوی احساس، گم شوم

 

 

+نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت15:19توسط معصومه خانی | |